حضور حداکثری...
عنوان: خون شهداء
حجم: 1.44 مگابایت
**********************************************************
دلنوشت:روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند
و نمره ی من باز می شود صفر.
هیچ وقت نبودنت را یاد نمی گیرم...
عنوان: خون شهداء
حجم: 1.44 مگابایت
**********************************************************
دلنوشت:روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند
و نمره ی من باز می شود صفر.
هیچ وقت نبودنت را یاد نمی گیرم...
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران
می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بندهای
را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد
شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می
گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا
برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند؟
طریقت بجز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست...
**************************************************************
دلنوشت:آدما گاهی لازمه
چند وقت کرکرشونو بکشن پایین
یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن:کسی نمرده.
فقط دلم گرفته...
طرح نوشت:
اعتراف می کنم که به یاد ندارم تا به امروز، این همه راضی بوده باشم از مخفی ماندن مزارت. از اختفای تو و از غیبت کبرایت. بد روزگاری ست مادر. روزگاری که مردمانی از خدا بی خبر، نه قدر جواهر می دانند و نه حرمت گوهر سرشان می شود. چقدر خوب شد که قبر تو از نظر ها پنهان است، در سالی که هم پیالگان دجال اینگونه سوار بر اسب دریدگی می تازند و بر گریبان حیا دست می یازند. چه خوب است که جایت بین ما خالی ست. ای کاش علی، قبر «جعفر» و «عُدی» را هم همچون قبر تو، از دید مردم مخفی نگه می داشت، تا دیدگان مرطوب ما این روزهای غمبار را به خود نمی دید. کاش «حُجر ابن عُدی» ها و «جعفر ابن ابی طالب» ها نیز در زمره بی نشان های تاریخ اسلام بودند، تا امروز حرمشان نیز همچون حریمشان اینقدر وقیحانه و از روی دنائت و دشمنی هتک نمی شد.
"سید محمد رضی زاده"
***********************************************
دلنوشت:دل شد سیاه،بس که طلوع تورا ندید
باید برای خویش دلی دست و پا کنم...
دل پاره:فــرامــوش ڪــردنـتـــ بــرایـم مـثـل آبـــ خــوردن استــ ...
از همــان آبـهـایـے ڪــه مـیـپـرد تــوی گــلـو
خــفــه ات میــکنـد ...
از همان هایے ڪــه بــایــد ساعـت هـا سـرفـه ڪـنـے ...
از همــان هـایـے ڪــه بـی اختیــار اشـڪــهایـت را جـاری میـڪــند ...
********************************************************
امّا...
بازهم فراموشت نمیکنـــــــم...